امنیت رژیم صهیونیستی شدیدا متکی به تسلیحات نامتعارف است و این رژیم در بكارگیری این نوع تسلیحات هیچگونه مرزی برای خود قائل نبوده و از نظر ایدئولوژیك نیز خود را محق و یا حتی مكلف به استفاده از این تجهیزات به بهانه دفاع از موجودیت خود می‌داند.


 


به گزارش خبرنگار مشرق، امنیت رژیم صهیونیستی شدیدا متکی به تسلیحات نامتعارف است و این رژیم در بكارگیری این نوع تسلیحات هیچگونه مرزی برای خود قائل نبوده و از نظر ایدئولوژیك نیز خود را محق و یا حتی مكلف به استفاده از این تجهیزات به بهانه دفاع از موجودیت خود می‌داند. این اتكا تا جاییست كه این رژیم در یورش به ناحیه غزه كه فاقد ابتدایی ترین توان دفاعی كلاسیك است مرتکب اقداماتی همچون به كارگیری سلاح‌های انفجاری حاوی ذرات فلزی متراکم، بمب‌های ترموباریک و بمب‌های خوشه‌ای، سلاح‌های حاوی اورانیوم، فسفر سفید و دیگر انواع سلاح های نوین و مهمات و تسلیحات غیرقانونی شد؛ به طوریكه استفاده از این اقلام از طرف سازمان‌های بین‌المللی نیز تایید گردید.

تاثیر بمب فسفری بر روی بدن کودکی از غزه       بمباران فلسطینیان با بمب های حاوی فسفر سفید


اسرائیل در این جنگ 13 نوع سلاح جدید را برای نخستین بار آزمایش کرد. بدیهی است رژیمی كه در تعدی به مردمی كه خطرناك ترین اسلحه در دسترس ایشان سلاح كلاشینكف است از بمب‌های نامتعارف بهره می‌گیرد خود را برای رویارویی احتمالی با قدرت‌های منطقه مجهز به ناشناخته‌ترین و ضدانسانی‌ترین تسلیحات کرده که بارها مورد تایید كارشناسان بین المللی و منابع مستقل نیز قرار گرفته است. برای مثال "مارک گارلاسکو" تحلیلگر نظامی ارشد گروه ناظر حقوق بشر بعد از یورش صهیونیست‌ها به غزه طی دیدار از این منطقه اعلام کرد که "اسرائیلی ها به هیچ چیز اهمیت نمی‌دهند."


بأی ذنبٍ قتلت؟! بمب های خوشه ای اسرائیل بر فراز غزه


اسرائیل و تعهدات بین المللی

از مجموعه‌ای اصول و قوانین كه هدف آنها كاهش رنج‌های انسانی تا حد ممكن در زمان درگیری‌های مسلحانه است به حقوق جنگ یا حقوق بشردوستانه تعبیر می‌شود. این اصول برای رفتار انسانی، شیوه‌ها و ابزارها در جریان درگیری های مسلحانه استانداردهایی را تعیین می‌كند. از مهم‌ترین اسناد حقوق بین‌الملل بشردوستانه می‌توان به كنوانسیون‌های چهارگانه ژنو 1949 و پروتكل‌های الحاقی 1977 اشاره كرد. رژیم صهیونیستی كنوانسیون‌های 1949 را پذیرفته است؛ اما پروتكل‌های 1977 را امضا نكرده است.

با این حال بر اساس عرف بین الملل این رژیم ملزم به رعایت بخشهایی از پروتكل‌های الحاقی می‌باشد كه برای همه طرفین درگیری رعایت آنها الزامی است. اما در طول تاریخ موجودیت خود، این رژیم نژادپرست هیچ‌ گونه تعهدی به هیچ یك از معاهدات بین المللی نداشته است.

با این كه رژیم صهیونیستی در سیزدهم ژانویه 1993 معاهده مربوط به عدم گسترش سلاح‌های شیمیایی را امضا کرد اما هرگز این معاهده به تصویب کنست نرسید و در نتیجه اجرایی نشد و امكان هرگونه نظارت و بازخواست بین المللی از این رژیم شرور منتفی گردید. در نتیجه رژیم صهیونیستی نه تنها از گسترش تسلیحات شیمیایی بازنماند بلكه در دایره تسلیحات نامتعارف تنها به سلاح شیمیایی قناعت نكرد.

تسلیحات هسته‌‌ای، شیمیایی و بیولوژیك

در سال 1986 "مردخای وانونو" رازهای هسته‌ای اسراییل را افشا كرد که در نشریه ساندی تایمز مطالبی در این مورد به چاپ رسید كه نشان می‌داد رژیم صهیونیستی حداقل 100 تا 200 سلاح هسته‌ای مختلف در اختیار دارد. علاوه بر این تسلیحات هسته‌ای كه بالغ بر صدها بمب‌ هسته‌ای غنی شده، بمب‌های نوترونی، رادیواکتیو ضعیف شده و کلاهک‌های قابل حمل با موشک است؛ رژیم صهیونیستی تحقیقات در مورد سلاح‌های شیمیایی را نیز از سال 1948 آغاز کرده است كه این فعالیت‌های شیمیایی و بیولوژیک با تاسیس انستیتو تحقیقات بیولوژیک در سال 1952 در "نس زیونا" توسعه بیشتری پیدا كرد تا جایی كه در سال 1982 گزارشی درباره ساخت تاسیسات تولید گاز اعصاب و خردل در منطقه‌ای نزدیک دیمونا منتشر گردید اما طبق اصل همیشگی این رژیم این گزارش تكذیب شد.


عکسی که وانونو از داخل نیروگاه دیمونا انتشار داد مردخای وانونو، افشاگر تسلیحات هسته ای اسرائیل


بعدها گزارش‌های دیگری منتشر شد و بیان داشت كه این رژیم به تولید سایر گازهای قابل استفاده در بمب‌ها و موشك‌های مختلف نیز دست یافته بود است. با توجه به محدودیت سرزمینی، این رژیم در ادامه مسیر گسترش تحقیقات خود، از آنجا كه از برخی تاثیرات مخرب این تحقیقات بر صهیونیست‌های ساكن در شهرك‌های خود نگران بود بخشی از این آزمایش‌ها و پژوهش‌ها را به كشورهای هم پیمان خود از جمله رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی منتقل كرد. رژیم صهیونیستی توان تولید انواع سلاح‌های شیمیایی را داشته و مطالعات گسترده‌ای نیز برای تولید نسل‌های جدید این سلاح‌ها انجام می‌دهد.


ناحیه زیونا که آزمایشگاههای بیولوژی
 اسرائیل در آن واقع است
تصویر هوایی نیروگاه هسته ای دیمونا

این رژیم توان تولید سریع سلاح‌های بیولوژیک را نیز دارد. فعالیت‌های بیولوژیک اسراییل از سال 1948 شروع شده است و دستور تحقیق در این حوزه توسط بن- گوریون صادر شد. در آن زمان مرکزی به نام همد بیت (Hemed Beit) ساخته شد و این تحقیقات در آنجا متمركز گردید. همد بیت در سال 1952 گسترش یافت و در غالب مرکز مطالعات بیولوژیک نس زیونا در 12 کیلومتری جنوب تل‌آویو به تحقیقات برای تولید سلاح‌های بیولوژیک ادامه داد. این موسسه پروژه‌های تولید عوامل سیاه‌زخم، توکسین بوتولینیوم، تولارمیا، طاعون و تب کیو را به عهده دارد. این رژیم انبارهای متعددی از تسلیحات مرتبط با گاز اعصاب دارد و به فناوری خشک کردن و ذخیره‌سازی مواد بیولوژیک در شکل میکرو پودرها نیز دسترسی پیدا کرده است.


بن گوریون، صهیونیستی که دستور شروع تحقیقات برای ساخت سلاح های بیولوژیک در اسرائیل را صادر کرد.


با این كه آمریکا رژیم صهیونیستی را در فهرست کشورهای دارای تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک، قرار داده‌است؛ اما هیچگاه از كمك‌های گسترده به این رژیم كوتاهی نكرده است. هم اكنون رژیم صهیونیستی در سایه این حمایت‌ها توانایی آن را دارد كه با موشک‌های دوربرد مسلح به کلاهک شیمیایی و بیولوژیک، و نیز دیگر سلاح‌های نامتعارف به کشورهای منطقه حمله کند.


بمب‌های قومی و نژادی اسرائیل

در پانزدهم نوامبر 1998 نشریه ساندی تایمز لندن طی مقاله‌ای افشا كرد كه اسرائیل بر روی نوعی سلاح‌های بیولوژیك كار می‌كند كه بر اعراب تاثیر گزار بوده و بر یهودیان تاثیری نخواهد داشت. این نشریه از این سلاح با نام بمب قومی "Ethnic Bomb" یاد كرد و افزود "با توجه به رفتار ارتش اسرائیل و نیز منابع اطلاعاتی غربی روشن است كه اسرائیل بر روی بمب‌های بیولوژیكی كار می كند كه مختص نژاد خاصی مانند نژاد عرب است."


                  بمب قومی _ نژادی؟!

این سلاح بر اساس منشا قومی، قربانیان آنها را تشخیص می دهد. دانشمندان نظامی اسرائیل توانسته‌اند بر اساس ویژگی‌های ژنتیكی كاملا اختصاصی برخی از قبایل عرب، ویروس‌ها و سمومی را طراحی كنند كه به طور اختصاصی بر روی این جوامع تاثیر می‌گذارد. اسرائیل بزرگ‌ترین زرادخانه تسلیحات هسته‌ای را در منطقه داراست و به نظر می‌رسد كه همین رویه را نیز از سال‌ها پیش برای تسلیحات بیولوژیكی و شیمیایی در پیش گرفته است و برای رسیدن به این اهداف آزمایش‌های فراوانی نیز انجام داده است.

برای مثال عربیك نیوز در بیست و یكم آگوست 1998 گزارش می‌دهد كه آزمایش‌های مخفی شیمیایی اسرائیل موجب كشته و زخمی شدن نزدیك به سی نفر شده است. این آزمایش‌ها در آزمایشگاهی در ناحیه نیس زیونا كه منطقه‌ای در نزدیكی تل آویو است انجام شده است و برخی مطبوعات اسرائیلی نیز به كشته و زخمی شدن عده‌ای در اثر آن اشاره كرده اند. این در حالیست كه اسرائیل این گونه گزارش ها را رد می‌كند و نخست وزیر وقت نتانیاهو در طی مصاحبه‌ای به فعالیت های پیشینه دار رژیم در این زمینه اعتراف کرده و می‌گوید: "در طول 45 سال گذشته هیچ كس در اثر حوادث كاری در انستیتوی بیولوژیك كشته نشده است."

در دورانی كه عراق برای اسرائیل تهدید محسوب می‌شد آریل شارون كه وزیر امور خارجه اسرائیل بود چنین اظهار كرده بود كه: "اسرائیل دفع هرگونه حمله احتمالی عراق به هر طریق را حق محفوظ خود می‌داند." هم زمان با این اظهارات، پنتاگون در گزارشی در مورد احتمال تولید سلاح‌های كشتار جمعی جدید از طریق روش‌های مهندسی ژنتیك هشدار می‌دهد. هم زمانی ادعای مذكور و گزارش پنتاگون نشان دهنده عزم رژیم صهیونیستی برای دست‌یابی و گسترش كامل چنین تسلیحاتی است.

در همین حین سایت كونفورمیست مقاله‌ای در مورد بمب نژادی اسرائیل منتشر می‌كند و متعاقب آن واكنش‌های ارسال شده از سوی صهیونیست‌ها نسبت به این مقاله را نیز انتشار می‌دهد و به وضوح طرز نگاه نژادپرستان صهیونیست ساكن مناطق اشغالی را به این پدیده به قضاوت می‌گذارد. صهیونیست‌ها نه تنها وجود چنین چیزی را رد نمی‌كردند بلكه آن را برای دفاع از خود ضروری دانسته و حق اسرائیل می‌دانستند.

از سویی پیشرفت و تکمیل پروژه ژنوم انسانی كه در آن تمامی ماده ژنتیكی نوع انسان رمزگشایی شد این امكان را فراهم كرد كه گروه‌های هدف ویژه‌ای كه شامل علایم ژنتیكی خاصی هستند شناخته شده و مورد هدف قرار گیرند. این یك گام منطقی در پیشرفت تسلیحات بیولوژیك است. در واقع پروژه ژنوم انسانی ساخت تسلیحات بیولوژیك مختص نژادهای خاصی را فراهم كرد و رژیم صهیونیستی از این اطلاعات برای پیشبرد برنامه بمب نژادی خود استفاده كرد. اسرائیل ویروس ها یا میكروارگانیسم هایی را تولید می‌كند كه از نظر ژنتیكی تغییر یافته و به گیرنده‌هایی در غشای سلولی حمله می‌كند كه می‌تواند بخش‌های خاصی از ماده ژنتیكی سلول را هدف قرار داده و آن را تخریب کند و از این طریق ایجاد بیماری ناشناخته کرده و یا فرد را هلاک کند.


همكاری رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی و اسرائیل برای ساخت بمب نژادی

برای اولین بار، رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی دارای چنین برنامه‌ای بوده است. این رژیم با كمك متخصصین آمریكایی سموم زیستی ویژه‌ای را تولید می‌كرد كه فقط روی نژاد خاصی اثر گذار بود. در سال 1992 مجله دفنس نیوز آمریكا در گزارشی اعلام می‌كند كه مهندسی ژنتیك و بیوتكنولوژی ما را قادر ساخته است كه ماده ژنتیكی افراد مختلف را رمزگشایی كنیم و چیزهایی بسازیم كه فقط گروه خاصی را می‌كشد و به این ترتیب موفق خواهیم شد بین سفیدپوستان و سیاه پوستان، آسیایی ها و یهودی ها و گروه های دیگر برای عوامل كشنده تشخیص و تمایز ایجاد كنیم.


رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی، هم پیمان و هم خوی اسرائیل


گرگ بیشاپ در مقاله ای با نام "تسلیحات قومی برای پاكسازی قومی" كه در مارس 2000 منتشر شد. متذكر می‌شود كه این موضوع اساسا در سال 1970 توسط ارتش آمریكا مطرح و بررسی شده است كه سلاح‌هایی بر علیه اقوام مختلف ساخته شود. برای مثال تب والی (Valley Fever) بیماری جدیدی بود كه سیاه‌پوستان را بیشتر از سفیدپوستان می‌كشت. این مورد می‌تواند به عنوان آزمایشی از تسلیحات نژادی تلقی شود.

پروژه‌ای كه در آفریقای جنوبی در حال انجام بود به كاست (Project Coast) موسوم بوده كه از 1981 تا 1993 به طول انجامیده است. نیروی دفاع ملی آفریقای جنوبی هنگامی این تسلیحات را ساخته بوده كه اقلیت سفید پوست از طرف اكثریت سیاه پوست مورد تهدید قرار گرفته بود و رژیم ترس آن را داشت كه تعداد سیاه پوستان به حد تهدید آمیزی برسد. دان گوسن (Daan Goosen) یكی از مدیران این پروژه می‌گوید كه به او دستور داده شد كه روش‌هایی را برای جلوگیری از ازدیاد جمعیت سیاه پوستان بیابد و یك "بمب سیاه" كه به صورت یك اسلحه بیولوژیك كار می‌كند بسازد تا بتواند هدف خود را از روی رنگ پوست تشخیص دهد.


فلسطین و آفریقای جنوبی، جولانگاه رژیم های نژادپرست دان گوسن، مسئول پروژه ساخت بمب نژادی رژیم آپارتاید

موفقیت دانشمندان آفریقای جنوبی به سرعت مورد توجه تمامی نژادپرستان از جمله رژیم صهیونیستی بوده و به سرعت مذاكرات و عملیات‌هایی برای دسترسی به این تكنولوژی در دستور كار این رژیم قرار گرفت. ووتر باسون كه مسئول برنامه تسلیحات شیمیایی و بیولو‍ژیك آفریقای جنوبی بود با ایادی رژیم صهیونیستی مذاكراتی انجام داد و اطلاعات پروژه را به این رژیم منتقل كرد.

روابط دو كشور نژادپرست با سال‌های اولیه تشكیل اسرائیل یعنی به سال 1952 برمی‌گردد كه در دهه هفتاد به اوج خود رسیده بود. تا جایی كه اسرائیل از نظر علمی و تكنولوژی به آفریقای جنوبی كمك كرد تا در مسیر دست یابی به تسلیحات هسته‌ای قرار گیرد و در عوض این امكان را یافت كه در بخش‌های وسیع و خالی از سكنه خاك این كشور و همچنین دریاهای آن به آزمایش تسلیحات هسته‌ای و سایر الحه های نامتعارف خود خود بپردازد و به استخراج فلزات سنگین مورد نیاز خود مانند لیتیوم، از معادن این كشور اقدام كند.

اسرائیل مطالعات گسترده ای در مورد تفاوت بین جمعیت ها در واكنش به داروهای مختلف و مقایسه اختلافات ژنتیكی آنان انجام داده است. در طی سالهای دهه هشتاد حدود سی هزار دانشمند شوروی در بخش تحقیقات بیولوژیك این كشور فعالیت داشتند كه بعد از فروپاشی بی كار شدند. عده‌ای از این دانشمندان بر روی ایجاد میكروارگانیسم های مخرب محصولات كشاورزی كار می كردند و عده ای نیز روش های مهندسی ژنتیك را توسعه می‌دادند.

بخشی از این افراد انتخاب شده و توسط اسرائیل خریداری شدند تا در پروژه ساخت تسلیحات بیولوژیك و نژادی این رژیم مشاركت نمایند. اسرائیل تا كنون هیچ یك از معاهدات بین المللی محدود كننده تسلیحات هسته ای بیولوژیك را امضا نكرده است. البته با نگاهی به تاریخ پر از جنایتكاری این رژیم، امضای این تعهدات هیچ اطمینانی را نسبت به پایبندی اسرائیل به آن در جامعه بین المللی ایجاد نمی‌كند.



اصولا، چیزی كه از جنس قراردادهای انسانی، معاهده، كنوانسیون و اخلاقیات‌ بوده و توان آن را داشته باشد كه این رژیم مجعول و چموش را از دست زدن به تحركات فجیع ضد بشری و ارتكاب جرایم و جنایات سیاه علیه انسانیت باز دارد؛ هنوز نزد عقلای بشر كشف نشده است.
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1391ساعت 13:17  توسط همسنگر  |  نظر بدهید

در بخش اول از این سه گانه به بررسی اشتباه مرگباری خواهیم پرداخت که رژیم صهیونیستی را در دالان تاریکی برد که آینده روشنی در انتهای آن تصور نمی کردند.
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، تاریخچه رژیم مجعول صیونیستی در طول بیش از شش دهه که از عمر منحوس آن می گذرد مملو از جنایاتی است که هر کدام از آنها به تنهایی می تواند ملتی را در پیشگاه افکار عمومی جهان تا ابد سیاه روی کند:

كشتار بلدة الشیخ‏ در تاریخ 31/12/1947

گروه‏های تروریستی هاگانا با هجوم به روستای بلدة الشیخ كه در حال‏ حاضر «تل غنان» نامیده می‏شود، 60 تن از ساکنین این روستا که بیشتر آنها را زنان و کودکا تشکیل می دادند، کشتند.

كشتار دیر یاسین‏ در تاریخ 10/4/1948

گروه‏های تروریستی اشترن، ایرگون و هاگانا با حمله به روستای‏ دیر یاسین واقع در غرب شهر قدس، در ساعت 2 نیمه شب،‏ هر كس را كه در تیررسشان بود، ‏كشتند. و سپس منازل روستائیان را بمب گذاری و خانه‏های آن‏ها را به طور كامل ویران كردند.






در نتیجه این‏ كشتار 360 فلسطینی به شهادت رسیدند كه اكثر آن‏ها از پیر مردان‏ و زنان و كودكان بودند و بر روی ویرانه‏های این روستا، شهرك صهیونیستی‏" گفعات شائول" بنا شد.

كشتار روستای ابو شوشه‏ در تاریخ 14/5/1948

سربازان تیپ گیوعاتی در روستای ابو شوشه در نزدیكی دیر یاسین، بر روی هر جنبنده ای آتش گشودند که طی آن، 50 تنز ساکنین روستا که عمده افراد آنها را زنان، کودکان پیران تشکیل می دادند، کشته شدند.

كشتار طنطوره‏ در تاریخ 22/8/1948

روستاییان طنطوره اگرچه در برابر هجوم گردان 33 وابسته به تیپ‏ الكسندرونی (كه در آن زمان"گردان شنبه"نامیده می‏شد) مثاومت کردند اما این مقاومت با دسان خالی تنها چند ساعت طول کشید و در اولین ساعات روز پس از آنکه صهیونیستها 90 نفر انسان بیگناه را قتل عام کرده و همگی آنها را در گور دسته جمعی مدون کردند، توانستند روستا را به طور کامل به اشغال خود در بیاورند.

كشتار قبیه‏ در تاریخ 14/10/1953

یگان‏های ارتش اسرائیل به سرکردگی قصاب صبرا و شتیلا (آریل شارون) روستای قبیه را محاصره كردند. تعداد ساكنین این روستا در موقع كشتار 200 نفر بود و تعداد سربازان اسرائیلی حمله كننده 600 نفر.

در ابتدا ارتش‏ اسرائیل با توپخانه‏ این روستا را بمباران كرد.سپس‏ نیروهای اشغالگر اسرائیل به روستا حمله كردند.

نتیجه این كشتار، ویران شدن 56 منزل، مسجد، مدرسه و تنها آب انبار روستا بود.

همچنین 67 فلسطینی شهید و حدود صدها تن مجروح شدند.

كشتار قلقیلیة در تاریخ 10/10/1956

ارتش اشغالگر اسرائیل و گروهی از شهرك نشینان صهیونیست (شهرک نشینانی که همگی مسلح هستند) با همراهی چندین تانك و گردان توپخانه و ده فروند هواپیمای جنگنده‏ به‏ روستای قلقیلیة واقع بر روی خط سبز حد فاصل بین سرزمین‏های‏ اشغالی عربی 1948 و كرانه باختری حمله كردند. که در نتیجه آن، کل روستا ویران و 70 نر نیز کشته شدند.

كشتار كفر قاسم‏ در تاریخ 29/10/1956

درحمله ارتش صهیونیستی هب روستای کفر قاسم در جنوب استان طولكرم، 49 غیر نظامی فلسطینی از زن و مرد و پیر و جوان به شهادت‏ رسیدند.



یازده تن از عاملان کشتار کفر قاسم

كشتار خان یونس‏ در تاریخ 3/11/1956

ارتش اسرائیل در این روز به اردوگاه خان یونس در جنوب غزه‏ حمله كرد و بیش از 250 فلسطینی را به خاك و خون كشید.


صهیونیستها تنها 9 روز پس از آن یعنی در 12/11/1956 در همان‏ اردوگاه، كشتار دیگری به پا كردند كه در نتیجه‏ آن 275 فلسطینی دیگر به شهادت رسیدند.

همچنین در همان روز، 100 فلسطینی دیگر در اردوگاه رفح به دست صهیونیست‏ها کشته شدند.

كشتار مسجد الاقصی‏ در تاریخ 8/10/1990

در این روز، قبل از نماز ظهر چند نفر از یهودیان تندرو به نام "هیأت امنای جبل هیكل" قصد داشتند سنگی‏ را به عنوان یكی از اركان هیكل دروغین و اسطوره‏ خود در مسجد الاقصی قرار دهند که اهالی قدس از ورود آنها‏ جلوگیری كردند.

درگیری‏ بین تندروهای یهودی‏ به رهبری "غرشون سلمون" رهبر امنای جبل هیكل و پنج هزار فلسطینی كه قصد برگزاری نماز در مسجد را داشتند به وجود می‌آید.

سربازان اسرائیلی در محل حادثه حاضر و وارد مسجدالاقصی می شوند تا با گش.دن آتش بر روی تمامی افراد (زن و مزد و پیر و جوان و کودک) صحن خانه خدا را به خون مسلمانان بی دفاع و بی گناه آغشته کنند.

در نتیجه این حمله، 21 نفر شهید، 150 نفر زخمی و 270 نفر دیگر نیز بازداشت شدند.

كشتار اردوگاه جنین‏ در تاریخ 29/3/2002 و 9/4/2002

کشتار این روز یکی از وحشتناک ترین جنایات بشر بود.

ارتش اشغالگر اسرائیل در 29 مارس 2002 حمله نظامی‏ گسترده‏ای را به مناطق فلسطین نشین آغاز و در خلال آن‏ تعدادی از شهرها و روستاها و اردوگاه‏های فلسطینی را اشغال كرد.


پس از دو هفته محاصره‏ اردوگاه جنین و شروع جنگ شدید بین نیروهای مقاومت فلسطین و نیروهای اشغالگر به فرماندهی "شائول موفاز"، این نیروها با تانك‏های خود وارد اردوگاه شدند و با تهاجمی گسترده پس از به پایان رسیدن مهمات نیروهای مقاومت،‏ اردوگاه را تصرف در آورند.
بعد از تسخیر اردوگاه، بسیاری از جوانان فلسطینی توسط صهیونیست‏ها اعدام شدند. سپس‏ تانك‏های اسرائیلی وارد شد و برخی خانه‏های فلسطینیان را تخریب كردند.


در نتیجه این جنایت هولناک، بیش از 200 نفر از مردم بی پناه اردوگاه جنین به شهادت رسیدند اما هنوز تعداد دقیق شهدایی كه در گورهای دسته جمعی مدفون شده‏اند، مشخص نیست.

***

اینها تنها گوشه هایی بود از جنایاتی که صهیونیستها در جریان اشغال بیش از شصت ساله خود در سرزمین پیامبران از خود به جای گذاشتند.


اگرچه صهیونیست ها با استفاده از سازمان عریض و طویل رسانه ای که در دنیا در اختیار دارند، تا حد زیادی توانسته اند صحنه نبرد را به گونه ای وارونه برای جهانیان نشان دهند که در آن گاها جای جنایتکار و قربانی نیز عوض شود، اما در برخی مقاطع نیز برای جنایات خود بهای سنگینی پرداخت کرده اند و ضرباتی خورده اند که تا مدتها و تا سالها کابوس آنها را از یاد نخواهند برد.

در این سسله مطالب که در سه بخش در سایت مشرق منتشر خواهد شد، به بهایی خواهیم پرداخت که سران رژیم صهیونیستی برای یکی از این جنایات خود پرداختند. بهایی که هنوز پس از گذشتن چندین سال، وقتی به تاریخ خود نگاه می کنند ترس و دلهره بر تمامی شهرک نشینان اشغالگر این رژیم طنین انداز می شود. ایامی که مبارزین و مجاهدین مقاومت اسلامی با انجام سلسله عملیات های شهادت طلبانه خواب راحت را از چشمان آنها ربوده بودند.

در بخش اول از این سه گانه به بررسی اشتباه مرگباری خواهیم پرداخت که رژیم صهیونیستی را در دالان تاریکی برد که آینده روشنی در انتهای آن تصور نمی کردند: کشتار نمازگزاران حرم ابراهیمی

***
حرم شریف ابراهیمی در شهر "الخلیل" که صهیونیست ها آن را حبرون (חברון) می نامند، یکی از حلقه های ناگسستنی زنجیره آثار باستانی مسلمانان در این شهر است که مقبره حضرت ابراهیم خلیل (ع) در آن واقع شده است.







سه نما از حرم حضرت ابراهیم(ع)

تا زمان وقوع جنایت حرم ابراهیمی به دست "باروخ گلدشتاین" در 25 فوریه سال 1994 میلادی، این حرم همچنان در مقابل چالش های گروه های شهرک نشینان صهیونیست و ارتش صهیونیستی و تجاوزات و عملیات راهزنی آنها علیه فلسطینیان ساکن بخش قدیمی الخلیل مقاومت کرده بود و این در حالی بود که 65 درصد از کل  مساحت الخلیل در اختیار صهیونیستها و بقیه آن در دست مسلمانان بود.



باروخ گلدشتاین، عامل اصلی جنایت حرم ابراهیمی

اما پس از وقوع جنایت مذکور به دست گلدشتاین که منجر به کشته شدن 29 تن از نمازگزاران فلسطینی به هنگام اقامه نماز و آیین های عبادی صبح شد و دامنه حوادث به تمامی مناطق کرانه باختری و باریکه غزه و حتی کشورهای عربی گسترش یافت، مراجع صهیونیستی به بهانه انجام تحقیقات درباره جنایت اخیر، حرم ابراهیمی و بخش قدیمی الخلیل را به مدت 6 ماه کامل مسدود کردند و در این مدت دست جمعیت های افراطی یهودی برای اطلاع از مشخصات مکانی و زمانی این مکان را باز گذاشتند و در کنار این، به صورت یکجانبه اقدام به تشکیل کمیته حقیقت یاب درباره جنایت مذکور و شناسایی دلایل آن کردند که به کمیته "شمگار" معروف بود.

ماجرا از این قرار بود که در تاریخ  25/2/1994 میلادی همزمان با 6 اسفند ماه 1372  باروخ گلدشتاین و گروهی از ساکنین شهرك‏ صهیونیست نشین"كریات اربع"در وقت‏ نماز صبح وارد مسجد الاقصی شدند.

گلدشتاین در پشت یكی از ستون‏های مسجد ایستاد و منتظر شد تا نمازگزاران سجده كنند. پس از آن به سوی نمازگزاران كه در حال سجده بودند، آتش‏ گشود و عده ‏ای نیز به او تجهیزات و فشنگ می‏رساندند. در این کشتار که تنها چند دقیقه طول کشید 29 تن از نمازگزاران شهید و صدها تن دیگر مجروح شدند.

در هنگام اجرای این كشتار، سربازان ارتش اسرائیل درهای‏ مسجد را بستند و از فرار نمازگزاران خودداری كردند. همچنین به‏ هیچ كس اجازه نمی‏ دادند تا برای نجات مجروحین به داخل حرم‏ برود.

در همین زمان عده ‏ای نیز در خارج از مسجد و عده ‏ای دیگر نیز در حین تشییع جنازه‏ شهدا كشته شدند. در این كشتار 50 نفر به شهادت رسیدند كه 29 نفر از آن‏ها جزء نماز گزاران حرم‏ بودند.



تصویر گلدشتاین در کنار برخی از قربانیان حرم ابراهیمی

باروخ گلدشتاین یک یهودی تندرو و یکی از شاگردان "المجحوم کهانا" است که نسلی از قاتلان و جانیان را تربیت کرده و به سراسر جهان فرستاد تا همه فلسطینیان و مسلمانان را به قتل برسانند. وی مدتی هم به عنوان پزشک در ارتش صهیونیستی فعالیت می کرد و باور قلبی وی این بود که علی رغم فعالیت در یک فعالیت بشردوستانه، غیر یهودیان را معالجه نمی کند.

پس از این جنایت که گلدشتاین در جریان آن از دهها خشاب فشنگ استفاده کرد، تعدادی از نمازگزاران، با استفاده از یک کپسول آتش نشانی موجود در محل، وی را به هلاکت رساندند، اما همسر او با این توجیه که "باروخ" در راستای پروژه "اسرائیل بزرگ" دست به چنین اقدامی زده است، خواستار محاکمه عاملان قتل وی شد.

مجزره (قتلگاه) حرم ابراهیمی بواسطه سبوعیتی که صهیونیستها در آن نشان دادند به سرعت تبدیل به سونامی شد که می رفت بنیانهای این رژیم مجعول را از جا بکند و آنها نیز برای مهار خشم مسلمانان در اقدامی نمایشی کمیته ای به نام "شمگار" تشکیل دادند تا این کمیته به بررسی ابعاد مختلف این جنایت بپردازد.

تصمیمات این کمیته بسیار عجیب بود به طوریکه بر اساس آن، مسلمانان که خود قربانی این جنایت هولناک بودند، به عنوان مجرم شناخته شده و مسجد نیز میان یهودیان ومسلمانان به نسبت 70 به 30  تقسیم شد و مسئولیت امنیتی آن هم به طور کامل به ارتش عبری واگذار گردید.

این تصمیمات وضعیت دشواری را بر زندگی بیش از 800 خانواده ساکن بخش قدیمی الخلیل حاکم کرد و تدابیر شدیدی برای محافظت از حرم به کار بست و به یهودیان حق حاکمیت بر بخش بزرگی از آنرا داد.



قبر جنایتکاری که زیارتگاه اشغالگران شد

مراجع صهیونیستی پس از آن دوربین ها و دروازه های الکترونیکی را در تمامی ورودی های حرم شریف ابراهیمی نصب کرده و اکثر راه های منتهی به آنرا به روی مسلمانان بست و تنها یکی از این دروازه ها را باز گذاشت که تدابیر امنیتی شدیدی نیز بر آن اعمال می کرد.

پس از جنایت حرم ابراهیمی، شهر الخلیل و مرکز آن در معرض طمع ورزی ها و سلطه طلبی های شهرک نشینان صهیونیست که کنترل اکثر مراکز و خیابان های این شهر از جمله "بازار لبنیات" و "خان شاهین" و "خیابان السهله" و "بازار عتیقه ها" را در دست داشتند، قرار گرفت و آنها اکثر نهادهای فلسطینی را از آن بیرون کردند.

تاریخ گواهی می دهد که این جنایت یکی از هولناکترین کشتارهایی بود طی آن تعداد زیادی از نمازگزان بی دفاع در حین انجام فریضه نماز در شهری که آرامگاه پیامبران عظیم الشانی چون حضرت ابراهیم خلیل الله(ع)، حضرت اسحاق(ع)، حضرت یعقوب(ع) و حضرت یوسف(ع) است، مظلومانه قتل عام شدند. اما از آنجا که خداوند بزرگ، قاصم الجبارین است، خشم مبارزین فلسطینی تبدیل که امواجی از عملیات های شهادت طلبانه شد که تا حدود زیادی بر زخم عمیق فلسطین مرهم گذاشت و درس عبرتی شد تا سران رژیم اشغالگر به این راحتی ها به کشتار فلسطینیان نپردازند.

رزمندگان مقاومت اسلامی حماس به رهبری جوانی 25 ساله که یک مهندس شیمی بود و از بنیانگذاران و طراحان شاخه نظامی حماس به نام مهندس یحیی عیاش، با طراحی سه عملیات مختلف و خونین، انتقام سختی از یهودیان تندرو و اشغالگر گرفتند.