حمایت صریح عارف از ولایتی /فوری

طبق اظهارات یکی از نزدیکان  دکتر عارف، وی حمایت خود را از کاندیداتوری دکتر ولایتی اعلام نمود از

 

دکتر عارف  همچنین اعلام نموده از برخوردهای مستبدانه آقای هاشمی و خاتمی که منجر به کناره گیری اجباری وی از کاندیداتوری ریاست جمهوری شدرنجیده  گردیده و ضمن بیان انتقاداتی از این دو اعلام نمود که خود و همسر و فرزندان و دیگر اعضای خانواده وی از آقای دکترولایتی حمایت  نموده و از هواداران خود نیز خواسته است که به دکتر ولایتی رای دهند.


 
 

عارف قربانی احساس خطر هاشمی‌رفسنجانی از جلیلی

عارف قربانی احساس خطر هاشمی‌رفسنجانی از جلیلی

این سخن البته به معنای تشبیه جلیلی به احمدی نژاد نیست که تفاوت بین این دو بسیار زیاد است، بلکه به معنای آن است که هاشمی رفسنجانی نه از قالیباف، ولایتی یا رضایی، بلکه از گفتمان انقلاب اسلامی سعید جلیلی که بر پایبندی تام و تمام بر مبانی و اصول تشریحی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری تاکید دارد، در هراس است.

حسن روحانی پس از انصراف عارف از کاندیداتوری در زاهدان گفته است که "در طول دو سه روز اخیر تلاش بسیار زیادی صورت گرفت و جلسات متعددی برگزار شد و مشورت‌های زیادی با آیت‌الله هاشمی انجام دادیم که سرانجام تصمیم نهایی در جلسه دوشنبه شب جبهه اصلاحات و اعتدال اتخاذ شد. نظر آیت‌الله هاشمی و حجت‌الاسلام خاتمی بر نگاه اتحاد و حضور یک کاندیدا از اصلاحات بود که در مجموع تصمیم گرفته شد که من در صحنه انتخابات بمانم و آقای عارف ما را حمایت کند .

alt

به گزارش بولتن نیوز، محمدرضا عارف که در همان روز دوشنبه در کرمان حتی سوگند خورده بود که حضورش در انتخابات قطعی است و "تا آخرین لحظه" از صحنه انتخابات کنار نخواهد رفت بالاخره تسلیم فشارهایی شد که باید آن را ناشی از محذوریت ها و محدودیت های خودساخته جریان اصلاحات به حساب بیاوریم که با عملکرد خود باعث آن شده اند و به طور طبیعی "خود کرده را تدبیر نیست".

محمدرضا عارف که گویا از این نحوه حذف خود دلخور شده،‌ در بیانیه انصرافش هیچ نامی از روحانی نبرده و تنها گفته است که به احترام سید محمد خاتمی کنار می رود.

بیانیه کنایه‌وار عارف را ساعاتی بعد، رئیس ستاد انتخاباتی اش معنی کرد. سید حسن رسولی به یکی از خبرگزاری ها گفت که عارف "به نفع کسی کنار نرفته است." رسولی همچنین تکلیف ستادهای عارف را هم مشخص و تأکید کرد: وقتی کاندیدایی انصراف می‌دهد، ستادهایش منحل خواهد شد.

در آخرین ساعات دوشنبه بیست خردادماه محمدرضا عارف از صحنه انتخابات کنار کشید.

عارف در بیانیه خود آورده است که "غروب دوشنبه بیستم خرداد ماه، مرقومه ای از جناب آقای سید محمد خاتمی دریافت نمودم. ایشان طی این نامه در مقام رهبری اصلاحات، ادامه حضورم را در صحنه انتخابات  ازدهمین دوره ریاست جمهوری به مصلحت ندانسته اند" و ادامه داده است که "اینجانب گذشتن از حق خویش به نفع ملت بزرگ و ایران سربلند را مصداق روشن اصلاح طلبی واقعی می دانم."

اینکه آقای عارف چگونه نظر آقای خاتمی را برای خود حجت دیده که از حق خویش بگذرد مسئله ای است که بر اساس حق شخصی آقای عارف چندان قابل چند و چون نیست، اما قطعا وی حق ندارد این اقدام را به نفع ملت بزرگ و سربلند ایران هزینه کند.

موضوع و مسئله مهم تر اما تحلیل پروسه ای است که به اجبار عارف به انصراف از عرصه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری منتج شد.

سید محمد خاتمی در اطلاعیه ای که پس از انتشار بیانیه عارف منتشر شده است، در حالی به قول خود "در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، دست نیاز به درگاه آفریننده بی نیاز بلند" می کند و از خدا می خواهد که "ملت شریف ایران را در این موقعیت خطیر و حساس به انتخابی رهنمون شود که خیر جامعه و کشور در آن است" که در ادامه به مصداق ضرب المثل "با پا پس می زند و با دست پیش می کشد" لوازم توکل کردن به خدا و از پروردگار استمداد طلبیدن را نقض می کند. آنجا که می گوید: "جناب آقای دکتر محمدرضا عارف، دانشمندی با باور استوار و بینش روشن که خلوص و شایستگی و توانمندی خود را در همه دوران خدمت و حضور پربرکتش در عرصه های علمی، سیاسی و مدیریتی نشان داده است، بی هیچ چشم داشت، به عنوان و مقام، در اثر احساس مسئولیت در برابر خداوند و مردمی که خود را وامدار آنان می داند در ساحت انتخابات حضور مبارک یافت و ... به ترسیم موقعیت حساس کشور و بیان دردها و نیازهای مردم پرداخت و راه حل های عالمانه و مسئولانه برای گشودن گره ها و خدمت به انقلاب و میهن ارائه داده تا بیش از پیش شایستگی خود را نشان دهد و اصلاح طلبی را در دوران فشارها و تنگناها به خوبی نمایندگی کند.

معلوم نیست که جناب خاتمی با برشمردن این همه خصایل نیکو که عموم فعالان سیاسی و مردم عادی به برخورداری دکتر عارف از آنها معترف هستند، به چه دلیل و بنابر کدام مصلحت و شاید دقیقتر بگوییم منفعت، عارف را در برابری محذوریت اخلاقی که نسبت به وی داشت، قرار داد.

البته سید محمد خاتمی در ادامه به طور ضمنی دلیل این ترجیح خود را بیان می کند، اما دوباره ادعای استمداد طلبیدن و توکل کردن بر خدا را می کند، که این دیگر سخن خام و باطلی بیش نیست.

خاتمی می گوید: "اینک در حالی که دیگر فرزند توانمند!!؟ ملت جناب آقای دکتر حسن روحانی که اهل خیر و خدمت و اندیشه و تدبیر در صحنه است و مواضع استوار خود را که در مسیر خیر و نیاز و مطالبه مردم شریف است به خوبی؟! اعلام کرده است، علاقمندان به کشور و سرنوشت آن و خواستاران تحول مثبت در عرصه حیات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و بین المللی می توانند به انتخابی دست بزنند که به یاری خداوند جامعه را به سوی آینده بهتر رهنمون شود.

نگارنده نیز بر سخنان و ادعاهای سید محمد خاتمی درباره تقید دکتر عارف به اخلاق، اعتدال و خیرخواهی تصریح و اعتراف دارد، اما اینکه چه عاملی باعث شد تا خاتمی، روحانی را به وی ترجیح دهد، به دو بخش از دلایل باز می گردد که در ادامه شرح داده خواهد شد.

دسته اول دلایل درون خانوادگی اصلاح طلبان و هم پالگی های ایشان در کارگزاران و آن دسته از راستی های سنتی است که از تکرار احمدی نژاد هراس دارند و دسته دوم دلایل برآمده از تجربه، قدرت بازی خوانی، تحلیل و پیش بینی اکبر هاشمی رفسنجانی است که به نظر می رسد بسیار جلوتر از خیلی های دیگر، رقیب اصلی تفکر و اندیشه ای را که خود او راهبری اش می کند، شناخته و حالا دنبال بهترین همآورد موجود برای او می گردد.

این سخن البته به معنای تشبیه جلیلی به احمدی نژاد نیست که تفاوت بین این دو بسیار زیاد است، بلکه به معنای آن است که هاشمی رفسنجانی نه از قالیباف، ولایتی یا رضایی، بلکه از گفتمان انقلاب اسلامی سعید جلیلی که بر پایبندی تام و تمام بر مبانی و اصول تشریحی امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری تاکید دارد، در هراس است.

به نظر می رسد خاتمی به نیکی دریافته که حتی اگر توفیقی در عرصه انتخابات نصیب عارف و به اصطلاح اصلاح طلبان می شد، دولت برآمده از آن را نه وی می توانست اداره کند، نه محمدرضا عارف، چرا که اصلاح طلبانی که امروز عقده های فروخورده بسیاری نیز از حداقل هشت سال گذشته به دل دارند، قطعا مجال اعتدال و تمرکز بر اداره کشور را از هر رئیس دولتی خواهند ستاند.

از سوی دیگر روحیه ملایم و تقید قابل تحسین دکتر عارف به اخلاق گرایی و رعایت اعتدال، خود اولین و اصلی ترین مانع در برابر به اصطلاح اصلاح طلبانی بود که از تصرف دولت خیالاتی بزرگ تر از اصلاح اداره امور در سر دارند.

خاتمی، البته چنانکه از قرائن و شواهد پیداست با القائات هاشمی رفسنجانی به این نتیجه رسیده است که روحانی برای بازگرداندن روال به پیش از سال 84 و حتی 76 فرد مناسب تری نسبت به عارف است.

اگر نگاهی به اسامی وزرا و همکاران کابینه دو دولت سید محمد خاتمی بیاندازیم و مواضع امروز آنان را در حمایت و حضور در کنار اکبر هاشمی رفسنجانی ببینیم، شاید بهتر به میزان تاثیرپذیری سید محمد خاتمی از اکبر هاشمی رفسنجانی پی ببریم.

از سوی دیگر به گواهی مواضع و سخنان کاندیداهای باقیمانده در اردوگاه منسوب به اصولگرایان، یعنی قالیباف، ولایتی و همچنین محسن رضایی و نزدیکی و حتی انطباق مواضع ایشان در عرصه های مختلف، از جمله اقتصاد و بخصوص عرصه سیاست خارجی و موضوع هسته ای کشورمان، بر مواضع اکبر هاشمی رفسنجانی که حسن روحانی آن را در عرصه انتخابات نمایندگی می کند، به این نتیجه می رسیم که هاشمی رفسنجانی به نیکی دریافته که رقیب اصلی اندیشه وی، سعید جلیلی است و از همین رو همه اعوان و انصار خود و یار حرف گوش کن خود را مجاب کرده تا عزم خود را برای همآوردی دشوار با این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری جزم کنند.

با تمام احترامی که برای آقایان رضایی، ولایتی و قالیباف قائل هستم، اما باید بگویم که مبانی فکری ایشان التقاطی از مبانی اندیشه ای ناب انقلاب اسلامی و حاشیه های وارد شده به آن از جانب تفکری هستند که هاشمی رفسنجانی بنیانگذار آن است و بر اساس آن ایران مطلوب، کشوری مثل سوئیس یا ژاپن است که مردم در آن نماز بگذارند، روزه بگیرند، زنان حجاب حداقلی داشته باشند ولی کسی دینداری خود را در اداره جامعه و کشور دخالت ندهد.

شچندی قبل وقتی برای نوشتن یادداشتی سخنرانی ها و مواضع اکبر هاشمی رفسنجانی در فاصله دو ماه آخر سال 83 تا انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری در خرداد 84 مرور می کردم، انگار که وی از ابتدا دریافته بود که باید با محمود احمدی نژاد رقابت کند و همه مواضع و سخنانش در اجرای تاکتیک های طراحی شده برای همآوردی با او در عرصه انتخابات تعریف و اجرا شده بودند.

امروز نیز به نظر می رسد عارف قربانی احساس خطر دوباره ای شده که اکبر هاشمی رفسنجانی این بار از جانب وحید جلیلی بر پیکر نیمه جان نظام فکری و اندیشه ای خود برای اداره حکومت دریافته است




 
 

بی‌بی‌سی برای حمله به انتخابات این بار دست به دامن رضاربع پهلوی شد

بی‌بی‌سی برای حمله به انتخابات این بار دست به دامن رضاربع پهلوی شد

"شبکه BBC فارسی" در آخرین دست و پا زدن‌های ضد ایرانی خود، دست به دامن رضا ربع پهلوی شده و تحریم انتخابات را از حلقوم فرزند دیکتاتور سابق ایران بیرون کشید

 "شبکه سلطنتی بی‌بی‌سی" در آخرین دست و پا زدن‌های خود، این روزها سناریوی حمله به انتخابات را در ابعاد وسیعی پی‌گرفته و بسیاری از برنامه‌های خود را معطوف یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری کرده است.

در حالی که مانند همه انتخابات گذشته، کمتر از 72 ساعت به آغاز رای‌گیری یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران باقی مانده است، BBC فارسی در آخرین تلاش‌های خود برای کمرنگ جلوه دادن حضور مردم در پای صندوق‌های رای، کلیدواژه "تحریم انتخابات" را از حلقوم "رضا ربع پهلوی"، فرزند شاه معدوم ایران بیرون آورد.

alt

"ربع پهلوی" که همواره با دوره گردی‌های خود در "رسانه‌های ضد انقلاب"، پرده از چهره ضد ایرانی "خاندان منحوس پهلوی" برداشته و دشمنی خود با ایران را بیش از پیش آشکار کرده‌ است، این بار به دعوت "شبکه سلطنتی انگلیس"، در "BBC‌ فارسی" حضور یافته آمده و در گفتگویی با ارگان رسمی "دولت انگلیس" ضمن تکرار کلیدواژه "انتخابات آزاد"، ادعاهای مضحکی درباره روند "انتخابات ریاست جمهوری ایران" مطرح می‌کند.

فرزند آخرین دیکتاتور ایران که به تازگی شورایی کذایی به نام "شورای ملی ایران" به منظور براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را راه‌اندازی کرده که حتی بسیاری از ضد انقلاب‌های سرشناس خارج‌نشین هم آن را قبول نداشته و در رای‌گیری نمایشی آن شرکت نکردند.

رضا ربع پهلوی با عنوان سخنگوی این شورا در برنامه خبری BBC‌ فارسی شرکت کرده و با ادعایی مضحک انتخابات جمهوری اسلامی ایران را غیر سالم و غیر آزاد معرفی می‌کند.

alt

شبکه سلطنتی که این بار "تحریم انتخابات" را حلقوم ربع پهلوی بیرون می‌کشد، با جانب‌داری از مواضع ضد ایرانی پسر دیکتاتور پهلوی حمایت کرده و بار دیگر ادعای بی‌طرفی خود را نقض می‌کند، با غرض‌ورزی، آشکارا به دخالت در امور داخلی ایران می‌پردازد.

گفتنی است BBC فارسی، در آخرین ساعات باقی مانده به برگزاری "یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران"، با اجرای برنامه‌ها و نمایش‌های گوناگون تلاش می‌کند سناریوی شکست‌خورده حضور کمرنگ مردم در پای صندوق‌های رای را اجرایی کند.



 
 

توصیه ای مهم به کاندیداهای ریاست جمهوری در روزهای پایانی

توصیه ای مهم به کاندیداهای ریاست جمهوری در روزهای پایانی

بزرگنمایی مشکلات موجود کشور یکی از غفلت هایی است که متاسفانه در صحبت های برخی نامزدها مشاهده می شود، حال آنکه رهبری بارها بیان داشته اند که نامزدها به جای پرداختن بیش از حد به تهدیدها، نیم نگاهی هم به فرصت های پیش روی کشور داشته باشند و با دادن وعده های غیرممکن ملت را به سوی نا امیدی رهسپار نکنند.

سعید ساداتی: مقام معظم رهبری بارها فرموده اند که تنها یک رای دارند و هیچ فردی هم از آن باخیر نیست اما ایشان در سخنرانی های گوناگون به تبیین شاخص های فرد اصلح برای تصدی کرسی پاستور پرداخته اند و با ارائه اولویت های یک رئیس جمهور نقشه راه را به ملت نشان داده اند.

alt

 یکی از مواردی که معظم له بارها بدان اشاره نموده اند این بوده که نامزدهای ریاست جمهوری در وعده هایی که در ایام انتخابات به مردم می دهند مراقب باشند که جو سیاه نمایی را به جامعه القا نکنند.

بزرگنمایی مشکلات موجود کشور یکی از غفلت هایی است که متاسفانه در صحبت های برخی نامزدها مشاهده می شود، حال آنکه رهبری بارها بیان داشته اند که نامزدها به جای پرداختن بیش از حد به تهدیدها، نیم نگاهی هم به فرصت های پیش روی کشور داشته باشند و با دادن وعده های غیرممکن ملت را به سوی نا امیدی رهسپار نکنند.

رویترز؛ خبرگزاری رسمی انگلیس در مقاله ای دقیقا همان مسیری را دنبال کرده است که حضرت آیت الله خامنه ای ادامه آن مسیر را برای نامزدها خطری بزرگ قلمداد کردند. سیاه نمایی از وضعیت موجود، بزرگنمایی مشکلات، ارائه وعده های بی اساس و خارج از اختیارات رییس جمهور و ... در ایام انتخابات در صدر فهرست وظایف رسانه های بیگانه علی الخصوص رویترز قرار گرفته است.

رویترز در این مقاله با بحرانی خواندن وضعیت اقتصادی کشور و از سوی دیگر عدم ارائه برنامه مناسب اقتصادی از سوی نامزدها، سعی دارد بذر نا امیدی را در دل مردم ایران بکارد تا شاید بتواند آنها را برای عدم حضور پای صندوق های رای متقاعد کند.

نکته قابل توجه در مقاله رویترز، القاء اثر تحریم بعنوان جدی ترین تهدید کننده اقتصاد ایران است. این مقاله می آورد: «مهم ترین موضوع انتخابات آینده ایران این است که آیا رئیس جمهور آینده راهکاری فوری برای اقتصاد دارد تا بتواند مشکلات اقتصادی که بر زندگی اکثریت ایرانیان سایه افکنده است، برطرف کند یا نه. افزایش قیمت ها و کاهش قدرت خرید، میلیون ها ایرانی را در منگنه تحریم اقتصادی غرب و سوء مدیریت اقتصادی قرار داده است«.

به نظر می رسد مارکوس جورج در این مقاله سعی دارد اصلی ترین راه حل برون رفت از مشکلات فعلی اقتصادی ایران را، خروج از تحریم ها معرفی کند که این امر نیز محقق نمی شود جز سر تعظیم فرود آوردن برابر غرب و خواسته هایش. در نتیجه سعی دارد به مخاطب القا کند که در درجه اول در انتخابات شرکت نکنند و در درجه دوم اگر چنانچه تصمیم قطعی به شرکت در انتخابات داشتند فردی را انتخاب کنند که با مذاکره با غرب راه حلی کارا برای برون رفت از مشکلات اقتصادی داشته باشد!

مارکوس جرج در ادامه این مقاله به تشریح مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم ها می پردازد که همه نشان دهنده ترس و سردرگمی غرب در مورد آینده روابط خود با ایران است.

به نظر می رسد نامزدهای انتخاباتی در روزهای پایانی باید بیش ازپیش مراقب باشند تا با فصل الخطاب قرار دادن توصیه های مقام معظم رهبری در پازل دشمن بازی نکنند. از سوی دیگر ملت ایران نیز در طول 34 سال حیات خود ثابت کرده اند نشان دادن چراغ سبز به غربی ها خط قرمزی است که هیچ گاه از آن عبور نخواهند کرد و در برابر هر فردی که بخواهد ساز سازش را کوک کند به سختی خواهند ایستاد.